السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
575
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
باكره خلق نمود ، همانطور كه آدم ( ع ) را بدون پدر و مادر ايجاد كرد ، اگر عيسى ( ع ) در آن لحظه به سخن در نمىآمد مادرش هيچ عذرى براى تولّد او نداشت و مردم او را حدّ مىزدند ، پس خداوند سخن گفتن او را عذر مادرش قرار داد . از امام رضا ( ع ) نقل شده كه فرمود : درخت خرماى حضرت مريم ( س ) درختى خشك بود كه در ماه كانون براى او خرماى تازه نازل كرد . در بارهء علّت نامگذارى عيسى ( ع ) به مسيح اختلاف شده است ، بعضى گفتهاند : بواسطهء اينكه او بركت و ميمنت با خود آورد ، عدّهاى گفتهاند : به جهت اينكه با تطهير از گناهان مسح شده بود ، جمعى گفتهاند : چون جبرئيل مسيح را هنگام ولادت با بال خود مسح كرده بود ، تا او را از شيطان در پناه قرار دهد . و عدّهاى نيز معتقدند : به جهت اينكه او هيچ بيمارى را با دست خود مسح نمىكرد ، جز اينكه او بهبودى مىيافت . در تفسير ( عياشى ) آمده است : ياران عيسى ( ع ) از او خواستند ، مردهاى را بر ايشان زنده كند ، پس به كنار قبر سام پسر نوح رفتند ، عيسى ( ع ) فرمود : به اذن الهى برخيز ، پس قبر او شكافته شد ، آنگاه دوباره عيسى كلام خود را تكرار كرد ، ناگهان سام بن نوح از قبر خارج شد ، عيسى گفت : اى سام ، كداميك از اين دو حالت را بيشتر دوست مىدارى ، زندگى يا بازگشت به مرگ ؟ سام گفت : اى روح اللَّه مىخواهم باز گردم ، هنوز سوزش مرگ را احساس مىكنم ( و حاضر به تجربهء مجدّد آن نيستم ) . در همان كتاب از ( ابان بن تغلب ) نقل شده : از امام صادق ( ع ) پرسيدم : آيا از بين مردگانى كه عيسى ( ع ) زنده كرد ، هيچ يك از آنان زنده ماندند تا دوباره زندگى و زاد و ولد كنند ؟ فرمود : آرى ، او دوستى داشت كه در راه خدا بسيار به او علاقهمند بود ، و عيسى وقتى از كنار منزل او مىگذشت ، پياده مىشد و مدّتى با او بسر مىبرد ، مدّتى عيسى ( ع ) از او غيبت كرد ، بعد از مدّتى كه به خانهء او رفت و از مادرش سراغ او را گرفت ، مادرش گفت : اى رسول خدا او مرده است . عيسى گفت : آيا دوست دارى او را ببينى ؟ مادرش گفت : آرى ، عيسى گفت : فردا با تو به كنار قبر او مىرويم تا به اذن خدا او را زنده كنم . وقتى فردا رسيد ، عيسى ( ع ) حاضر شد و همراه مادرش به طرف قبر او به راه افتاد ، سپس عيسى كنار قبر او توقّف كرد و به اذن الهى براى احياء او دعا نمود ، قبر شكافت